حرفهای زیبایی که ونه‌گات هرگز نگفته بود

حرفهای زیبایی که ونه‌گات هرگز نگفته بود!

با صدای بهناز بستان‌دوست

Check this out on Chirbit

پیوند دریافت از کانال صداباز

شاید شما هم متن معروف «کرم ضد‌ آفتاب بمالید» را خوانده باشید. چند سال پیش در فضای وب، این متن زیبا و معروف به عنوان سخنرانی کورت ونه‌گات، در مراسم فارغ‌التحصیلان دانشگاه ام.آی.تی در سال ۱۹۹۷ به صورت گسترده، نقل می‌شد. متن زیبا بود و به قول اهل رسانه متنی ویروسی بود. محتواهای ویروسی محتواهایی هستند که به سختی می‌توان در مقابل اشتراک‌گذاری آن با دوستان و آشنایان مقاومت کرد. اما نویسندهٔ اصلی متن، خانم مری اِشمیش بود. او که در شیکاگو تریبون مطلب می‌نوشت، یک بار در عنوان ستونی که به نوشته‌های او اختصاص داشت نوشت: …نصیحت برای جوانان مانند خود جوانی هدر می‌رود. در آن ستون اشمیش نوشت:

نوشته ونه‌گات
با صدای بهناز بستان‌دوست

من می‌دونم جوان بودن یعنی چی

خوانش ترجمهٔ‌ ترانهٔ I know what it is to be young
با صدای اُرسُن ولز
ترجمهٔ آرش
با صدای رضا عمرانی و بهناز بستان‌دوست

Check this out on Chirbit

پیوند دریافت از کانال صداباز

در شور و حال جوانی
پیری معنایی ندارد
و من حتی برای لحظه‌ای به آن فکر نمی‌کردم
تا اینکه روزی
مرد پیری را دیدم
و او به من چنین گفت
بله! او به من چنین گفت:
من می‌دونم جوانی چه حس و حالی داره
اما تو از روزای پیری بی‌خبری
یه روز می‌رسه که تو هم
حرف امروز منُ می‌زنی
.
.
.

در ستایش هیچ

در ستایش هیچ
نوشتهٔ‌ کریستین بوبن
ترجمهٔ سید حبیب گوهری‌راد
با صدای بهناز بستان‌دوست

Check this out on Chirbit

پیوند دریافت از کانال صداباز

نامه‌یتان اینجاست کنار بوفهٔ آشپزخانه. نامه در انتظار است. یک هفته‌ای می‌شود که جواب مرا انتظار می‌کشد. نامه همچون دخترکی از جنس مرکب است. ساده با دامنی کمی چروک و جملاتی که در واقع پاهای اوست که روی هم ‌انداخته. با هر گوشهٔ چشمی که به آن می‌اندازم این سوال در ذهنم تداعی می‌شود و من همچنان پاسخی برای آن نمی‌یابم.
.
.
.

عصای سفید

شعرهایی از عرشیا عشقی
با صدای بهناز بستان‌دوست

Check this out on Chirbit

پیوند دریافت از کانال صداباز

هر چه قدر هم که گوش‌هایم را تیز کنم
هر چه قدر هم که این عصای سفید لعنتی را به زمین برنم
هر چه قدر هم که با کف کفش‌هایم
این موزاییک‌های برجستهٔ کثیف را دنبال کنم
باز هم به تو نخواهم رسید

من
تو را نمی‌بینم
و تو هم قصد کرده‌ای که تا ابد
نادیده‌ام بگیری
.
.
.

هر چه پیش آید خوش آید

خوانش ترجمهٔ ترانهٔ Que Sera, sera از دُریس دِی
با صدای بهناز بستان‌دوست

Check this out on Chirbit

پیوند دریافت از کانال صداباز

وقتی دختر کوچولویی بودم
از مادرم پرسیدم
من چی میشم؟
آیا خوشگل میشم؟
پولدار میشم؟
مادرم به من اینُ گفت:
هر چه پیش آید خوش آید
هر چی بخواد بشه، میشه

.
.
.