preloder

زن خوب، شعری از چارلز بوکفسکی

خوانش شعری از چارلز بوکفسکی
با صدای بهناز بستان‌دوست

Check this out on Chirbit

پیوند دریافت از کانال صداباز

زن خوب مثل هوای خوب است
هر از گاهی پیدایش می‌شود
اگر هم بیاید، ماندنی نیست
مردها پایدارترند
اگر اوضاع‌شان خراب باشد
معمولا همانطور می‌مانند
یا اگر حالشان خوب باشد
احتمالا مدتی طولانی وضعیت ادامه پیدا می‌کند.
ولی یک زن
با بچه، سن و سال، رژیم غذایی
گپ و گفت، هم‌آغوشی، ماه
بودن یا نبودن خورشید یا خوش گذراندن
عوض می‌شود
تمام دردهای زن با عشق درمان می‌شود
ولی مرد، وقتی می‌فهمد همه از او متنفرند
قوی‌تر می‌شود.

چند شعر از شیمبورسکا-۲

خوانش چند شعر از شیمبورسکا
با صدای بهناز بستان‌دوست

Check this out on Chirbit

پیوند دریافت از کانال صداباز

ترجیح می‌دهم نگویم همه‌اش تقصیر عقل است
استثناها را ترجیح می‌دهم
.
.
.

چند شعر از شیمبورسکا-۱

خوانش چند شعر از شیمبورسکا
با صدای بهناز بستان‌دوست

Check this out on Chirbit

پیوند دریافت از کانال صداباز

به آنهایی که عاشقشان نیستم، خیلی مدیونم
احساسِ آسودگی خاطر می‌کنم وقتی می‌بینم کس دیگری به آنها
بیشتر نیاز دارد
.
.
.

زمستون

زمستون
نوشتهٔ نسیم خراشادی‌زاده
با صدای بهناز بستان‌دوست

Check this out on Chirbit

پیوند دریافت از کانال صداباز

میگم: بیا بریم دیروز بیایم، بلکه فردایی شد.
آره، بیا، بیا بریم دیروز بیایم که دست‌کم شال و کلاهی برداریم، ژاکتی، دستکشی، چیزی
.
.
.

بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک

دکلمهٔ شعر «بهاریه» سرودهٔ ‌فریدون مشیری
با صدای بهناز بستان‌دوست

Check this out on Chirbit

پیوند دریافت از کانال صداباز

بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک
شاخه‌های شسته باران خورده، پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگ‌های سبز بید
عطر نرگس، رقص باد
نغمهٔ شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک می‌رسد اینک بهار
خوش به حال روزگار
خوش به حال چشمه‌ها و دشت‌ها
خوش به حال دانه‌ها و سبزه‌ها
خوش به حال غنچه‌های نیمه‌باز
خوش به حال دختر میخک که می‌خندد به ناز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتاب
ای دل من گرچه در این روزگار
جامهٔ رنگین نمی‌‌پوشی به کام
بادهٔ رنگین نمی‌بینی به جام
نقل و سبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که می‌‌باید تهی است
ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
گر نکوبی شیشهٔ غم را به سنگ
هفت رنگش می‌شود هفتاد رنگ
زنده‌یاد فریدون مشیری