preloder

مردِ روی پله‌ها

داستان کوتاهِ ‌«مرد روی پله‌ها»
نوشتهٔ‌ میراندا جولای
ترجمهٔ ‌فرزانهٔ سالمی/نشر چشمه
با صدای بهناز بستان‌دوست

Check this out on Chirbit

پیوند دریافت از کانال صداباز

صدای بلندی نبود اما بیدارم کرد چون از یه آدم بلند شده بود. نفسمُ حبس کردم و بازم اون صدا رُ شنیدم. بازم. از پله‌ها صدای پا می‌اومد. سعی کردم یواش زمزمه کنم: یکی داره از پله‌ها بالا میاد اما نفسمم می‌لرزید. نمی تونستم به صدام شکل بدم. مچ کوینُ چند بار فشار دادم. سه ضربه بعد دوتا بعد سه تا. می‌خواستم زبونی از خودم در بیارم که بتونه وارد خوابش بشه اما
.
.
.

بشردوست

داستان کوتاهِ «بشردوست»
نوشتهٔ رومن گاری
از کتاب «پرندگان می‌روند در پرو می‌میرند»/انتشارات کتابِ زمان
ترجمهٔ ابوالحسن نجفی
با صدای بهناز بستان‌دوست

Check this out on Chirbit

پیوند دریافت از کانال صداباز

هنگامی که آدلف هیتلر پیشوا در آلمان قدرت می‌یافت در شهر مونیخ، مردی یهودی به نام کارل لِوی بود که به حکم حرفه‌اش اسباب‌بازی می‌ساخت. مردی خوش‌خلق و خوش‌بین که به طبیعت بشری، به سیگارهای خوب و به دموکراسی اعتقاد وافر داشت و گرچه از خون آریایی کمتر نصیبی برده بود، اعلامیه‌های ضد سامی صدراعظم جدید را هم خیلی به جد نمی‌گرفت.
.
.
.

چخوف

داستان کوتاه «چخوف»
نوشتهٔ ریموند کارور
با صدای بهناز بستان‌دوست

Check this out on Chirbit

پیوند دریافت از کانال صداباز

چخوف شامگاه ۲۲ مارس ۱۸۹۷ در مسکو با دوست و همدمش، الکسیس سُورین برای صرف شام بیرون رفت. این سُورین روزنامه‌نگار و ناشری بسیار ثروتمند، مرتجع و مردی خودساخته بود که پدرش درنبرد برودینو سرباز بود. او هم مثل چخوف نوهٔ‌ یک سِرف بود. آنها این چیز مشترک را داشتند. در رگشان خون روستایی جریان داشت.
.
.
.

خوابگرد

داستان کوتاه «خوابگرد»
نوشتهٔ‌ آلبرتو موراویا
از کتاب «یک زندگی دیگر»/نشرِ هرمس
مترجم: هاله ناظمی
با صدای بهناز بستان‌دوست

Check this out on Chirbit

پیوند دریافت از کانال صداباز

شوهرم اصلا کار نمی‌کند اما من به جای او کار می‌کنم. من یک وکیلم البته نه اینکه او اصلا کار نکند. شوهرم شغلی ندارد، ‌این درست اما خیلی کارها می‌کند. او یکی از پرمشغله‌ترین مردهایی است که می‌شناسم. مشغول چه کاری است؟ عرض کنم، مشغول طرح و برنامه‌ریزی و پیشبرد روابط عاشقانه و پنهانی متعددش است.
.
.
.

همدم

داستان کوتاهِ «همدم»
نوشتهٔ کورت ونه‌گوت
از کتاب «جوجو رو نیگا»/انتشارات مروارید
مترجم: زیبا گنجی و پریسا سلیمان‌زاده
با صدای بهناز بستان‌دوست

Check this out on Chirbit

پیوند دریافت از کانال صداباز

تابستان با آرامش به خواب ابدی رفته بود و پاییز همچون قیمی خوش سر و زبان داشت زندگی را تمام و کمال قفل و کلید می‌زد تا زمانی که بهار برای باز پس گرفتنش از راه برسد. با این تمثیل اندوه‌بار زیبا، الین باورز، صبح روز سه شنبه روزی پشت پنجرهٔ آشپزخانهٔ نقلی‌اش داشت صبحانهٔ شوهرش هنری را آماده می‌کرد. در آن سوی دیوار نازک،‌
.
.
.